تبليغاتX
دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

فشنگهایی برای جنگ نرم

بزرگی می فرمود جضرت زهرا (س) بعد از شهادت رسول اعظم (ص) می توانست بانوی اول جهان اسلام (به تعبیر ناقصی ملکه جهان اسلام) باشد و این اعتبار و ابرو را حفظ کند چنانچه مردم هر روز خانه اش را گلباران کنند. 

اما او که عصمت الله و عاری از اشتباه بود این راه را انتخاب نکرد .

سیده نسا العالمین نه تنها با شبانه رفتن به درب منزل مهاجرین و انصار و خطبه خوانی فصیحش اعتبار و ابرویش را در راه ولایت خرج نمود بلکه جانش را فدایی ولی اش نمود.

و حتی با انتخاب نحوه تدفینش و توصیه به شبانه و مخفیانه بودنش حقانیت امامش و ظلم کافران مسلمان نما را نشان داد که بعد از هزاروسیصدو اندی سال عیان نبودن مضجع تنها دختر پیغمبر اسلام علامت سوال و انکاری باشد برای پیروان مکتب سقیفه و دلیل حقانیتی باشد برای شیعه و ولایتش.


یا زهرا (س)

نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 |

اوینی را با روایت فتح شناختم صدایی که نه از تاثیر بارها و بارهایش بر جان و روح ها اخلاصش نمودار است بلکه پرواز عاشقانه اش در منطقه ای اسمانی که فکه نامیده شده نشانگر گلچین شدنش است.

سالروز عروجش را نمی توان تسلیت گفت که شهدا زنده اند و عند ربهم یرزقون اند تنها کاری که بر می اید این است که بگوییم سالروز شهادتش گرامی.

نوشته شده توسط حسین ج در یکشنبه بیستم فروردین 1391 |
ضمن تسلیت ایام فاطمیه صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (س) زیارتنامه را برای استفاده دوستان جهت چاپ و نشر با دو فرمت و کیفیت  قرار می دهم باشد که مورد پسند حضرتش قرار گیرد.

زیارت حضرت فاطمه زهرا

ادرسهای فایل : http://hossainj.persiangig.com/ziarat%20web.jpg

http://hossainj.persiangig.com/ziarat%20web.png

 

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 |
نوروز نزدیک است و دلتنگ امام رضایم

بازهم روسیاهش را طلبیده است تا اغاز سال نویم را با امام رضا (ع) شروع کنم به امید اینکه سال پر رزق معنوی برایمان باشد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

نوشته شده توسط حسین ج در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 |

ما حامی پایداری هستیم هنوز

اسامی کاندیداهایی که به نظرم اصلحند و به انها رای خواهم داد:

1- مرتضي آقاتهراني

2- روح الله حجت الاسلام حسينيان

3- سيدمحمود نبويان 

4- محمدناصر سقاي بي ريا 

5- علي اصغر زارعي

6- غلامعلي حدادعادل

7- مسعود ميركاظمي

8- محمد سليماني

9-اسماعيل كوثري

10-مهدي كوچك زاده

11- حميدرضا رسايي

12- قاسم روانبخش

13- فاطمه آليا

14- زهره طبيب زاده نوري

15- زهره سادات لاجوردي

16- بتول نامجو

17- حسن حميدزاده

18-بيژن نوباوه

19- سيدمهدي هاشمي 

20- علي خطيبي شريفيه 

21- محمد اسماعيل كفايتي

22- عليرضا مرندي

23- خليليان اشکذری

24-محمدمهدي باباپور گل افشاني

25- حسين طلا

26- جوانمردي

27- محمود دهقاني

28-محمدحسين استاد آقا

29- محمدجواد محمدي

30- الیاس نادران

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه دهم اسفند 1390 |
 

پایداری

http://www.rajanews.com/Files_Upload/51347.jpg

نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه نهم اسفند 1390 |

ایام چقدر زود می گذرد و این خاطرات است که می ماند.خاطراتی تلخ یا شیرین

اینکه چگونه رفتار کردی و از خود چه به جا گذاشتی.

بعضی خاطرات با سختی شروع و با شیرینی در ذهنمان نقش بسته ولی بعضی دیگر شیرین شروع شده ولی بخاطر دلایل درونی یا بیرونی یا دلایل دیگر ردی از تلخی برایمان بجای گذاشته.

همه ما  ۲۷ خرداد سال ۸۴ یادمان هست انتخاباتی که ملت با انتخابشان همراه با بهم زدن تمام محاسبات دنیایی اصلاح طلب و اصولگرا (و راضی شدن عده ای به مقبول صالح !) بارقه ای از امید را در دل ملت ایران بلکه ملت های منطقه بوجود اورد و به فرمایش امام خامنه ای ملت به گفتمان امام عزیزمان رای دادند.

ولی این خاطره با تلخی که بعد از انتخابات ۸۸ حاصل شد (که نوشتیم احمدی نژاد ولی خوانده شد مشایی) در ذهن تمامیمان نقش بست.

اما نکته ام این است که فضای انتخابات مجلس نهم دقیقا شبیه به دولت نهم شده است از یک سو اصلاح طلبان با چند لیست وارد صحنه شده اند و از سوی دیگر اصولگرایانی که در انتخابات دولت نهم طرفدار لاریجانی و قالیباف و توکلی بوده اند با یک لیست (ولی اینبار با تجربه ای که از سال۸۴ داشته اند باحربه ای به نام وحدت و بر افراشتن بر سر نیزه ها برای سرکوب رقیب)وارد شده اند

امیدوارم از این انتخابات خاطره ای بر اذهان بماند که اولش شیرین (علاوه بر مشارکت بالای مردمی که کف خواسته تمام دلسوزان است بلکه با پیروزی گفتمان اصیل انقلاب) و در ادامه نیز با زیبایی مضاعف (حاصل از تقنین و نظارت بر قوانین بدون وابستگی به کانون های قدرت و ثروت) باقی بماند انشاالله

نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه دوم اسفند 1390 |

با سابقه درخشانی که از جشنواره های سالهای گذشته در ذهن داشتم و مخصوصا اختصاص پنج سیمرغ به فیلم جدایی و انتخاب فیلم شبه جاهلی جرم در جشنواره ۳۲ به جشنواره امسال نیز با همین دید نگاه می کردم.

و البته این نوع نگاهم کم کم برایم تثبیت می شد وقتی شنیدم آقای رشیدی از خانه سینما منحله با این جمله که: داوود رشیدی هستم عضو خانه سینما. حمایت کرد.

اما امروز با شنیدن دو خبر کمی به سینمای ایران امیدوار شدم

اولی- انتخاب پرویز شیخ طادی برای فیلم روزهای زندگی بعنوان بهترین کارگردانی در مسابقه سینمای ایران بود

 (شیخ طادی کسی است که در پرونده کارگردانی اش فیلم زیبای شکارچی شنبه را علیه صهیونیست ها را دارد فیلمی که برای پلیدترین موجودات روی زمین درداور بود)

دومی - ادای احترام خانم هنگامه قاضیانی که بعنوان بهترین بازیگر زن انتخاب شده بود به شهدای ایران‌زمین

درمورد خبر اول چیزی که باعث مسرت مضاعف شد اقدام تحسین برانگیز پرویز شیخ طادی در اهداء سیمرغ بلورین خود به ابوالقاسم طالبی برای فیلم قلاده های طلا بود

این خبرها نشان می دهد هنوز سینمای ایران کاملا توسط قشر روشنفکرنما تصرف نشده و هنوز کورسوی امیدی برای زدن حرفهای انقلاب اسلامی در جشنواره فیلم وجود دارد

نوشته شده توسط حسین ج در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 |

ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی مبارکباد

در مورد انقلاب اسلامی ایران می توان گفت که تمام تئوریهای جامعه شناسان چه غربی چه شرقی را بهم ریخته از تئوری خانم اسکاچپول و مرحله ترمیدور ادواردز گرفته تا بشیریه (که گفته بود انقلاب ایران بیست سال بیشتر دوام نمی اورد)

غربی ها نمی توانند انقلاب اسلامی ایران را درست تحلیل کنند چرا که با همه ادعا  از ریشه های انقلاب اسلامی که در نهضت عاشورا و آرمانهای آن که نهایتش زمینه سازی حکومت امام عصر(ع) است درک صحیحی ندارند.

ای کاش برخی از سیاسیون داخلی می فهمیدند جهان در چه شرایط سرنوشت سازی است و بجای درگیری های نفسانی کمی به فکر وضعیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مردم بودند و بجای شعار دادن با ساخت ایران قدرتمند الگوی اسلامی برای اقتصاد و فرهنگ ارائه می کردند. ای کاش

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 |

شنیده بودم که در دانشگاههای هنر فیگور و اندام را بعنوان الگوی طراحی استفاده می کنند یا در جایی دیگر مجسمه های عریان و نیمه عریان به سر کلاس می آورند و یا نمایشگاهی برگزار می کنند و عکس بی حجاب و نیمه عریان دختران دانشجو را نمایش می دهند  و این کار در دانشگاهی دیگر نیز تکرار می کنند.

و حتی شنیده بودم که در دانشگاهی آموزش بی حیایی و دوست یابی و مطرح نمودن مسایل خصوصی با یکدیگر برگزار می شود.

که امروز یکی از اشنایان مطلب جالبی را نشانم داد.

او صفحه ای از کتاب مبانی ارتباطات که در یکی از واحد های دانشگاه علمی کاربردی تدریس می شود را نشانم داد که در آن برای مثال در خصوص نشانه شناختی از مثال روابط جنسی استفاده کرده بود.

عکس یا کیفیت بهتر : http://hossainj.persiangig.com/image/mabani.jpg

به دانشگاه هنر می روی دانشگاهی که به فرمایش امام (ره)  سر منشا اصلاح جامعه است را اینگونه می یابی،  قدم در دانشگاه علوم اجتماعی می گذاری پر است از هجمه و حمله به جمهوری اسلامی و دفاع از تئوری های غربی (که غالبا با دید اومانیستی و سکولاریستی نوشته شده) به دانشکده علوم اقتصادی میروی از نظریه های آدام اسمیت و فریدمن و امثالهم فیض می بری و قس علی هذا...

و دانشجویان را در محاصره محتوایی می یابی که هدفی جز به ریشه زدن و از بین بردن نظام اسلامی ندارند.

به نظر شما خروجی این محتواها چه می تواند باشد؟

 

نوشته شده توسط حسین ج در جمعه هفتم بهمن 1390 |

نامه ی برادر محسن اقبال از دانشگاه قم به برنده "حیوانات طلایی و نقره ای":

 آقای فرهادی سلام!
در این شلوغی که همه برای تبریک گفتن به شما از همدیگر سبقت می‌گرند، از عباس کیارستمی خودمان که او هم در گرفتن جایزه‌های بین‌المللی دستی بر آتش دارد و مسعودکیمیایی و رضا میرکریمی، آقا مجید مجیدی عزیز و رسول صدر عاملی گرانقدر و احمدرضا درویش دوست داشتنی و رضا کیانیان(سلحشور تنهائی‌های من) و بهرام رادان و خانم میلانی همچنین بازیگر محبوبم حمید فرخ نژاد و حبیب رضایی گرفته تا همین جناب خزاعی خودمان و جواد خان شمقدری و عادل فردوسی پور و به صورت محرمانه هم کمال خان تبریزی و البته مهم‌تر از همه که با صدای یواش‌تر می گویم، سرکار خانم ویکتوریا نولاند  سخنگوی وزارت خارجه آمریکا! به تو تبریک می‌گویند، چرا من یک دانشجوی قمی، در این بین سهمی نداشته باشم و به شما که البته مرا نمی‌شناسید تبریک نگویم؟! پس همین جا به شما اصغر سینمای ایران که با به احتزاز در آوردن تصویردودی کشورم توانستی جایزه‌های مللی و بین‌المللی را درو کنی تبریک می‌گویم و امیدوارم توفیقات روز افزونت را شاهد باشیم.

آقای فرهادی!
نامه‌های زیادی در این چند روز برایتان نوشته‌اند! خیلی‌هاشان تبریک بوده! خیلی‌هاشان هم گله گذاری! بعضی‌هاشان نامه را در روزنامه چاپ کردند بعضی‌ها هم ترسیدند مخفیانه و محرمانه به تو تبریک گفتند! اما چند خطی هم من برایت نامه می‌نویسم چند خط نامه غیر سیاسی!

همه کسانی که در این یک سال به نحوی فیلم تو را دیدند و نقد کردند چه مثبت و چه منفی! به نحوی با نگاه سیاسی به قضیه نگاه کردند! البته خودت هم خوب می‌دانی که اگر اسکاری گرفتی آن هم سیاسی بوده نه هنری! و گرنه چه لزومی داشت سرکار خانم نولاند تبریک بگوید موفقیتت را! بگذریم از آفرین گفتن رضا ربع پهلوی که قرار من با تو در این نامه چیز دیگریست!

می‌خواهم چند خطی فرهنگ غیر سیاسی برایت مشق کنم! اصغر جان! اگرچه از مضمون و محتوای فیلمت به واقع راضی نبودم و آن چیزی که عینک دودی تو برایم روایت کرد را قبول نداشتم، ولی هیچگاه نگاهم هم به فیلم تو سیاسی نبود! چرا که همین فیلم تو مگر نبود با وساطت همین دوستانت در معاونت سینمایی مجوز ساخت گرفت؟ پس فیلمت را فیلم همین نظام می‌دانستم که در همین جا هم جایزه گرفته بود!

وقتی فیلم جایزه گرفتنت را در برلین به یکی از همین دوستانی که تاثیر بسیار زیادی در رفع مانع از ساخت فیلم تو داشت نشان دادم خیلی جا خورد! فکر نمی‌کرد تو باشی که اینچنین دوان دوان به سمت گلدن گلوب میروی و دستت را به سوی مدل ایتالیایی دراز می‌کنی و می‌فشردی دستش را! اصلا بی‌خیال! شاید افتخاری باشد برای تو که با جولی عکس گرفتی و از مدونا جایزه! قرارمان این بود که چند خطی فرهنگ غیر سیاسی مشق کنیم!

اما هرچه بالا و پائین میزنم یک چیز را به واقع نمی‌فهمم! اصغر آقا! به نظر شما کودک چهار ساله از سیاسی بازی‌های ما چیزی می‌فهمد؟ کودک چهار ساله انتهای چیزی که می‌فهمد لذت داشتن یک اسباب بازی زیبا به همراه کمی از لذت دیدن کارتون پلنگ صورتی و بی‌نهایتتر از آن، داشتن محبت پدرش را! سیاست یک کودک چهارساله در چارچوب لوس کردن خودش برای پدر رقم می‌خورد تا مگر پدر، فرزندش را از روی زمین بردارد و روی شانه‌هایش بنشاند و بر دست و پای کوچکش بوسه زند! این اتفاق را حتما خودت نیز در زندگی تجربه کرده‌ای! پس کودک چهارساله هم سیاست دارد. سیاستی برای کسب سیمرغ بلورین محبت پدرش! پس سیاسی بازی امثال تو و آدم‌های دور و اطرافمان زمین تا آسمان باسیاست کودک چهارساله فرق می‌کند که از قضا کودک چهار ساله نامه ما، در همین ایامی که جنابعالی در سفرهای کسب جایزه هستید پدرش را به صورت بسیار نامردانه‌ای ترور کردند!
 
مدعیان اصلی این ترور، به پاس ارمغانی که تو برایشان فرستادی اکنون برایت فرش قرمز پهن کرده‌اند و 'حیوانات طلائی و نقره‌ای' ارزانی‌ات داشته‌اند و برایت تابعیت خودشان را هدیه می‌دهند و تو نیز به شکرانه این همه ایران دوستیشان با کمال افتخار به گرمی دستان سردشان را می‌گیری و برای اعتلا و افتخار سینمای ایران عکس به یادگار می‌گیری! کسانی که به تو نخل و خرس و احتمالاً مجسمه زرین می‌دهند قاتلان پدر کودک چهار ساله بی‌خبر از شهادت پدر هستند! این صحبت من به هیچ‌وجه قصد کمرنگ کردن اعتبار هدایای تو را ندارد و اصلا گوارایت باشد این جایزه‌ها!x

اصغر خان! لال شوند کسانی که نمی تواند تحمل کنند سخنت را که گفته‌ای ما ایرانی‌ها صلح طلبیم! اما به نظرت این کودک ۴ ساله جنگ‌طلب است؟ به نظرت کودک چهارساله نامه ما اگر بفهد که در کنار صلح طلبیت نامی از پدرش نبرده‌ای در مورد تو چه فکری خواهد کرد؟ یا اگر بداند کسانی که به تو جایزه داده‌اند از خبر کشته شدن پدرش شادمانند و جشن گرفته‌اند، چه فکری می‌کند؟ اگر کودک چهارساله قصه ما بفهمد که برای جعفر پناهی سینه چاک می‌کنی و دوست داری دختر عریانِ این روزهای یوتیوب و فیگارو به ایران باز گردد و اگر می‌توانست این بار به جای درباره الی ات، درباره گُلی ات را بازی کند، در حالی صدای انفجار خودروی پدرش در سوت و کف گلدن کلوب تو گم شده، تو را چگونه در ذهنش ترسیم خواهد کرد؟ اصغر خان یادم هست ترمه و سیمین را به خاطر دروغ از ایران بردی؛ حیف نیست که کودک چهارساله به خاطر نفرت تو را به ایران راه ندهد؟ جناب فرهادی! می‌دانم که می‌دانی و حتی کودک چهارساله هم می‌داند که برای زنده نگه داشتن نام پدرش نه نیازی به نادرت هست و نه نیازی به  سیمینت و نه حتی به ترمه! این شمائید که برای جلب لطف و محبت کودک چهارساله به او نیازمندید! و اگر تو لذت دست دادن با جولی و جایزه گرفتن از مدونا را با نفرت کودک چهارساله عوض می‌کنی، پس شیر و خرس و سیمرغ و نخل و آدمک برا تو! لطف و محبت کودک چهارساله برای من!

پ.ن: این نامه سیاسی نبود!
بازنشر از وبلاگ افتاب مهتاب

نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه چهارم بهمن 1390 |
... با ريختن خون عزيز ما، تاييد شد انقلاب ما. اين انقلاب بايد زنده بماند، اين نهضت بايد زنده بماند، و زنده ماندنش به اين خونريزيهاست .بريزيد خونها را؛ زندگي ما دوام پيدا مي كند. بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود. ما ازمرگ نمي ترسيم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد. دليل عجز شماست كه در سياهي شب ، متفكران ما را مي كشيد. براي اينكه منطق نداريد. اگر منطق داشتيد كه صحبت مي كرديد؛ مباحثه مي كرديد. لكن منطق نداريد، منطق شما ترور است ! منطق اسلام تروررا باطل مي داند. اسلام منطق دارد؛ لكن با ترور شخصيتهاي بزرگ ما، شخصهاي بزرگ ما، اسلام ما تاييد مي شود.
نهضت ما زنده شد. تمام اقشار ايران ، باز زندگي از سر گرفت . اگر يك سستي ، ضعفي پيدا كرده بود، زنده شد. اگر نبود شهادت اين مرد بزرگ ، و اگر مرده بود اين مرد بزرگ در بستر خودش ، اين تاييد نمي شد؛ اين موج برنمي خاست . الان موجي در همه دنيا، همه دنيا، همه دنيايي كه به اسلام علاقه دارند، اين موج بلند شد. (جلد هـفتم صحیفه امام خمینی  ره - صفحه 18۳)

شهید احمدی روشن

راستی جمهوری اسلامی چقدر باید خرج می کرد تا طینت واقعی صهیونیستهای پلید را برای مردم نمایان کند؟

نوشته شده توسط حسین ج در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 |

امروز که اخبار رو مرور می کردم مطلبی رو از سردار رویانیان که در پاسخ به اظهارات دادکان بود خوندم که برایم بسیار جالب بود :

من صراحتا اعلام می‌کنم مدیر فوتبالی نیستم و دنیای فعلی فوتبال ایران را نیز دوست ندارم، بلکه اراده کرده‌ام تا یک باشگاه حرفه‌ای و دانش بنیان را ایجاد کنم. در شرایط کنونی که باشگاه‌های فوتبال ایران از کمبود علم، فناوری و برنامه محوری رنج می‌برند این موضوع را نسبت به کسب جام مقدم می‌دانم چون تیم بزرگ پرسپولیس سال‌ها جام گرفته و بازهم خواهد گرفت چه من باشم و چه نباشم.


نکته ای که به تامل وادارم کرد این جملات بود:

....اراده کرده‌ام تا یک باشگاه حرفه‌ای و دانش بنیان را ایجاد کنم. در شرایط کنونی که باشگاه‌های فوتبال ایران از کمبود علم، فناوری و برنامه محوری رنج می‌برند این موضوع را نسبت به کسب جام مقدم می‌دانم....

شاید همه ما به نوعی با فوتبال خاطره داشته ایم و از کودکی طرفدار رنگی بوده ایم ولی زمانی که تیم ملی بازی داشت میخکوب حمایت از نه تیم بلکه نماینده کشورمان بودیم.

اما همچنانکه در عرصه های سینما و فرهنگ صحنه را برای مدل غربی بازگذاشته ایم در ورزش نیز دچار عملزدگی و یا بهتر ورزش زدگی شده ایم آنهم در عصری که ورزش و بخصوص فوتبال نوعی دیپلماسی عمومی بحساب می آید.

نشسته ایم و جمعیت میلیونی جوان را درگیر نوع داوری و کل کل های بیخود کرده ایم و حتی افتخار می کنیم که برنامه ای را دوشنبه شب ها برگزار می کنیم که میلیونها جوان پای گیرنده ها نشسته اند و برای سوالات ما اس ام اس می دهند .

آیا این ورزش ورزشی است که بتوان از آن بدوا در راستای تعالی روح و جسم جوانانمان و بعدا در جهت نمایان ساختن فرهنگ کشورمان استفاده کرد؟

یادم می آید زمانی که ایران را  آمریکا را در بازیهای جام جهانی آلمان برد از خوشحالی تا صبح خوابمان نمی برد و این خوشحالی نه فقط برای سه امتیاز بازی بلکه انتقام جوانان ایرانی از یانکی های آمریکا بود و خوشحال بودیم که جهان برتری ما را در برابر آمریکا شاهد است.

اما صد حیف که مسئولین ورزشی و فرهنگی ما از ظرفیت فوتبال بعنوان یک ابزار فرهنگساز چه در داخل و چه در خارج از کشور استفاده نمی کنند و آنرا فقط عامل سکرآوری می بینند که ......

و متاسفانه کار به جایی می رسد که یاهو حرکت غیر اخلاقی بازیکنان فوتبالمان را در صدر اخبارش قرار دهد تا همه ما را این چنین معرفی نماید

حرف زیاد است ولی به همین کم برای تامل دوستان جهت دیدن ابعاد دیگر این موضوع بسنده می کنم

نوشته شده توسط حسین ج در دوشنبه نوزدهم دی 1390 |
امروز پیام زیبایی رو برای پیوستن پیر دلاور جبهه ها به کاروان شهدا خوندم که حرف دلم بود برای همین عینا تقدیم می کنم

 

 

 

 

 

 

 

بزرگواری لینک مطلبی رو دادند که از بس زیبا بود یفم اومد نیاورم به همین خاطر دو مطلب رو در ادامه مطلب می آورم

۱- حاجی بخشی عزیز! زمانه، دیگر زمانه تو نبود...

۲- بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین ج در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 |
امروز روز بصیرت یا نه دی بود و با خودم فکر کردم این مطلب را اختصاص بدم به اشعار زیبایی که برایم پیامک شده بود:

بسیجی بسی ناسزاها شنید
صبوری نمود و بصیرت گزید
به لطف خدا چون که دی ماه شد
دل خلق از آن فتنه آگاه شد
به روز نهم محشری شد به پا
تو گویی زمین لرزد از این سپاه
خدایا به این خلق بی واهمه،
عیان کن رخ مهدی فاطمه (علیهما السلام)
 
***
 تحقیق مکن ریشه هر چیز کجاست
آن ساکت رند فتنه انگیز کجاست
آن دختر لر چگونه شد دانشمند
اسپانسر آن بچه تبریز کجاست
 
***
گر کرببلا نبوده‌ایم حال هستیم
گر شام بلا نبوده‌ایم حال هستیم
ای مردم عالم، همگی گوش کنید
تا آخر خون مطیع رهبر هستیم
 
***
دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست
شمشیر دوستان علی در غلاف نیست
در این قبیله نخل تناور همیشه هست
مقداد هست، مالک اشتر همیشه هست
اینجا که کوفه نیست خوارج علم شوند
سلمان نمرده است اباذر همیشه هست
صف بسته‌اند این همه سردارها به شوق
یعنی برای پیش‌کشت سر همیشه هست
روشن‌ترین روایت عمار می‌شویم
در عشق رهبری همه تمار می‌شویم
 
***
من مست شراب دل روحانی خویشم
مجنون علی رهبر عرفانی خویشم
هر چند حیا می‌کنم از دلبر دل‌ها
دل‌بسته دلدار خراسانی خویشم
نوشته شده توسط حسین ج در جمعه نهم دی 1390 |

هر سال نزدیک عید نوروز و تحویل سال جدید که می شود چشمانمان را به لبان ولیمان می دوزیم و منتظر می مانیم تا مهمترین موضوعی که باید در سال آینده انجام دهیم را در قالب نام سال جدید بشنویم.

در اولین دقایق پس از شنیدن نام سال جوششی در وجود دلدادگان ولایت می افتد و در حرکتی مردمی اشعار سروده شده توسط قریحه داران ولایی در قالب پیامک در سطح کشور منتشر می شود.

در حوزه مسئولین مدیران کشور نیز به فکر می افتند تا در این راه خود را قرار دهند و نقشی در این مسیر داشته باشند و در اولین روزهای کاری سال برنامه ریزی می کنند تا چطور اوامر رهبر را عملی کنند(در خوشبینانه ترین حالت)

در اقدامی به زعم خودشان انقلابی (شما بخوانید سطحی و ظاهری) سربرگ نامه ها را به نام آن سال بر می گردانند و بنر ها و پوسترهایی است که چاپ می کنند تا از قافله عقب نیفتند و بعضی دیگر در اقداماتی عمیق تر به همایش و سمینار و یا چاپ کتاب بسنده می کنند.

اما زمانیکه حرف از اقدامات ریشه ای زده می شود یا با توجیهات مخصوص بخود و یا با مصادره به مطلوب

نام سال از زیر بار این کار فرار می کنند. ( لازم بذکر است این اقدامات استثنااتی دارد و مسئولینی هستند که سعی در کار ریشه ای دارد)

دغدغه ای که من را برآن داشت تا این مطلب را بنویسم استفاده از ابزار های فرهنگی ای است که باید راه را برای اجرای منویات ولی هموار سازد و جامعه را متوقع اجرای این اوامر سازد.

ابزاری چون صداو سیما که به فرمایش امام عزیزمان دانشگاه عمومی است نیز در این کار آنطور که باید و شاید(از لحاظ کیفی و محتوایی) اقدام نکرده است و انتظارات از این رسانه انچنان که حقش بوده براورده نشده

بعد از ۹ماه بالاخره صدا و سیما یادش افتاد امسال سال جهاد اقتصادی استند و سریالی اجتماعی با تم اقتصادی به روی آنتن فرستاد که هرچند دیر ولی با اغماض و فقط از لحاظ پرداختن به موضوع اقتصادی جای تقدیر و تشکر دارد.

سیروس مقدم  این بار با سریال تا ثریا آمده تا مهمترین موضوع اقتصادی قرانی یعنی ربا که ریشه حکومت اسلامی را نابود می سازد را در قالب اجتماعی به چالش بکشد و از لایه های زیرین اقتصادی که دچارش هستیم پرده ای بردارد.

اما ناگفته نماند که متاسفانه از لحاظ رابطه دختر و پسر به بیراهه رفته و بجای تقبیح این نوع رابطه مخالفت خانواده برای رسمی کردن این موضوع و درخفا بودن را پیشنهاد می کند که قابل قبول نیست

تا ثریا

اصلاحیه:

همیشه دوست داشتم با دید مثبت به مسایل نگاه کنم و این مطلب نیز نشانگر این دیدم است اما وقتی شب گذشته تا ثریا چادر را عامل قتل معرفی کرد مطمئن شدم که در این مورد اشتباه کردم و از این صداوسیما که اسما اسلامی است چیزی جز ضرر برای اسلام در نمی آید این موضوع را به افتضاح برنامه پارک ملت در صحبتهای آقای افروغ اضافه کنید حاصل چیزی جز تاسف برای وقتی که صرف نه تنها از بین بردن وقت مردم که صرف زدن ریشه های اعتقادی مردم می شود نیست

فقط متاسفم

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه هفتم دی 1390 |
امروز  که روی سرم دستم کشیدم روی جای شکستگی دو سال پیش رفت

دو سال پیش در چنین روزی عاشورای حسینی بود وقتی دوستانی که در محدوده خیابان انقلاب بودند خبر دادند که یزیدیان عرصه را خالی ز شیران دیده اند و در روزی که زمین و زمان عزادارند به هلهله و صوت و کف مشغولند خونمان به جوش آمد سوار بر مرکب بسیجیان خمینی و خامنه ای (همان موتور ۱۲۵ خودمان) و امدیم تا شمریان دیگر حسین (ع) را غریب و مظلوم به شهادت نرسانند.

برای متفرق کردنشان به کمک عزاداران دیگر شتافتیم و از هرکوچه حرمله ها را پس راندیم.

در کوچه شهید کریمی خ انقلاب بعد از پیچ شمیران وقتی اغتشاشگران را به عقب می راندیم حربه سلف خود یعنی لشگر عمرسعد را پیش گرفتند و با سنگ پراکنی سعی در عقب راندن عزاداران حسینی بودند و نمی دانستند که مکتب سیدالشهدا(ع) عقب نشینی نمی شناسد.

در همین اثنا بود که آجری به سرم اصابت کرد و این توفیق نصیبم شد که در راه سالار شهیدان و در روز عاشورا خونم هرچند اندک به خون شهیدان انقلاب لبیک گوید.

اما نکته زیبا برای من این بود که وقتی دست بر سر به عقب بر می گشتم بسیجیان حسین (ع) به حالم غبطه می خوردند که:

- قبول باشه اخوی - خوش به سعادتت و ....

و چه زیبا بود نماز ظهر عاشورایی که با سر شکسته در میدان فردوسی خواندم.

چهار بخیه سرم مدالی شد تا انشا الله روز محشر کمتر شرمنده سرها و پهلوهای شکسته باشم

خدایا کمکم کن تا این مدال را حفظ نمایم

نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه ششم دی 1390 |

RQ IQ

نوشته شده توسط حسین ج در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 |
هر سال که می گذرد احساس می کنم در گرداب دنیا در حال غرق شدنم

 اما چه سری است در محرم که وقتی فرا می رسد فارغ از دنیایم می کند

و زمانی می شود برای اینکه در سپری که اشک در مقابل هجوم شهوات برایم حایل می کند به خود فکر کنم

 که چه می کنم؟

که کجایم؟

 که دنبال چه می روم؟

که راه کجاست؟

شاید علت اینکه هنوز سقوط نکرده ام محرم و صفری است که نه تنها اسلام که من را هم زنده نگه داشته است.

و دوباره زمزمه می کنم:

سرمایه محبت زهرا(س)ست دین من     من دین خویش به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا    یک ذره از محبت زهرا (س) نمی دهم

انشا الله

محرم

نوشته شده توسط حسین ج در دوشنبه هفتم آذر 1390 |
سلام سردار ای اسوه مبارزه

مبارکت باد این افتخار که لرزه بر پیکر ماسونهای جهان انداختی تا اینچنین با هراس از نامت دیوانه وار خود را به زمین و آسمان می زنند.

مبارکت باد حاج قاسم این افتخار که گرچه از همرزمان شهیدت عقب ماندی اما نشان دادی از غیرت و همت و مردانگی چیزی از آنان کم نداری

مبارکت باد سردار مبارکت باد این افتخار که در ایام یوم الله ۱۳ آبان دوباره چهره تروریستی و پلید مدعیان مهد آزادی جهان را از زیر غبار غفلت زای رسانه ای بیرون کشیدی و نمایان ساختی.

و مبارکت باد این افتخار که نشان دادی کم فئه قلیله غلبت بها کثیره.

نوشته شده توسط حسین ج در شنبه چهاردهم آبان 1390 |
قصد دارم انشاالله به موضوع رسانه و ماموریت هایی که در جنگ نرم برای آنها در نظر گرفته شده بپردازم.

انواع رسانه

رسانه ها که از طریق تکنیک های عملیات روانی به صورت نرم در زندگی افراد وارد شده و آنها را تسخیر می کند به پنج دسته کلی قابل تقسیم بندی هستند:

- رسانه های چاپی ( Printed Media) :مانند روزنامه و مجله

- رسانه های الکترونیک (Electronic Media) : مانند رادیو ، تلویزیون و ماهواره

- رسانه های دیجیتال (Digital Media) : مانند سی دی ، دی وی دی، هارد دیسک، فلاپی دیسک و فلش دیسک

رسانه های فضای سایبری (Cyber Media): خبرگزاری ها ، سایت های خبری، شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها ، میکرو بلاگ ها، انجمن های گفتگو

رسانه های همراه : نوت بوک ها، موبایل های هوشمند نسل سوم و چهارم ، تبلت ها، تجهیزات کنترلی

انشاالله ادامه دارد

نوشته شده توسط حسین ج در شنبه شانزدهم مهر 1390 |

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

و آخر تابع له علی ذلک

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 |

امسال چون هر سال همه باهم می آییم تا نه تنها از بی دفاعان مسلمان (هرچند سنی) فلسطین حمایت کنیم بلکه زیباترین و تاریخی ترین ضربه مستمر و استراتژی امام عزیزمان را بر پیکر نحس و شیطانی رژیم کودک کش غاصب صهیونیستی تجدید نماییم.

به امید آزادی تمام مسلمانان جهان

فان حزب الله هم الغالبون

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه دوم شهریور 1390 |

شب قدراست ومن قدری ندارم

چه سازم توشه قبری ندارم

شب قدر است ومن کاری نکردم

امام خویش را یاری نکردم

شب قدر

طرح از برادر خوبم عباس اسلامی

نوشته شده توسط حسین ج در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 |
موضوع امشب شب برنامه راز (مورخ25/5/90،ساعت 23:15) پیرامون معرفی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است.

وحید جلیلی مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مهمان این سه شنبه شب برنامه راز میباشد. ( این برنامه را از دست ندهید)

وحید جلیلی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 |
قصد نداشتم این مطلب را در مورد کسی که رمانهایش را حداقل برای اینکه با دید متعهدانه نوشته شده بود دوست می داشتم بنویسم اما در مصاحبه اش مطلبی خواندم که برایم ناراحت کننده بود:

" صادقانه بگویم که من اصلا جریان انحرافی را نمی‌شناسم. ما دوجریان داشته‌ایم. جریانی موافق آقای احمدی‌نژاد و جریانی مخالف آقای احمدی نژاد. این دوجریان به هیچ عنوان دوقطب هم نبوده‌اند. غفلت رسانه و زیرکی احمدی‌نژاد و البته لجاجت بی جای بعضی از مخالفان او، این فضا را در انتخابات88 دوقطبی کرد. بسیاری از موافقان انقلاب اسلامی و دوستاران رهبر، جزو جریان مخالف احمدی‌نژاد بوده‌اند. حالا اما در جریان موافق احمدی‌نژاد، عده‌ای بعد از شش سال متوجه شده‌اند که مسیر را اشتباه رفته‌اند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند، برای همین جریان انحرافی را ابداع کرده‌اند تا در حقیقت، تصمیم‌شان را توجیه کنند."

بله این مطلب گزیده ای از مصاحبه آقای رضا امیرخانی نویسنده بود که بالاخره پس از دو سال سکوت را کنار گذاشت و به بهانه حمایت از سید مهدی شجاعی و شجریان این مطالب را ارائه نمود.

همان موقع یعنی سال ۸۸ وقتی حسین قدیانی عزیز در مطلبی زیبا از سکوت در مقابل فتنه سید مهدی شجاعی و امیرخانی (و هنرمند دیگری که الان در ذهنم نیست) انتقاد کرده بود باورم نمی شد که این نویسندگان متعهد از قلمشان برای دفاع از اسلام و نظام اسلامی . حداقل ولی فقیه که بارها دم از او زده بودند استفاده نکنند چرا که اینان سالها با قلم زدن و غور در تاریخ و عبرتهایش فتنه هایی از این دست را  خوانده بودند و ارزش حمایت از حق در فتنه را جشیده بودند.

بگذریم هرچه جستجو کردم با اینهمه توصیه ولی فقیه به سکوت نکردن و فضا را برای جولان فتنه باز نگذاشتن ، موضعی از ایشان ندیدم و نشنیدم و کمی کدر شده بودم تا امروز که این سخنان را از امیرخانی خواندم و چه تاسف برانگیز است این مطالب را از چون امیرخانی ای شنیدن.

تاسف از این باب که مخالفت با احمدی نژاد و حمایت از شجریان و شجاعی چنان غالب شده که حتی توصیه های ولی فقیه را و حمایت آقا در نماز جمعه تاریخی بعد از فتنه را کنار گذارده است.

اما چند جمله خطاب به ایشان:

آقای امیرخانی بنده یکی از طرفداران دکتر احمدی نژاد بودم به هزاران دلیل که آقا بیان کرد از دلسوزی و توجه به محرومین تا جسارت در مقابل کفار و صهیونیست جهانی ایستادن و از همه مهمتر رایج نمودن گفتمان امام (ره) در میان مسئولین و مردم بود.

اما این طرفداری باعث نشد تا چشممان را ببندیم و  نفوذی های انحرافی را نادیده بگیریم

آقای امیرخانی جریان انحرافی ساخته حامیان احمدی نژاد نبود که بعد از شش سال بخواهند به اشتباهی!  اعتراف کنند بلکه نفوذی کسانی بود که سالهاست از ولی فقیه ضربه خورده اند و می خواهند از این جایگاه انتقام بگیرند.

و آقای امیرخانی یک توصیه سعی کنید تا زمانی که بصیرتتان بالا نرفته و خوب و بد سیاست را نشناخته اید و جریانات را (که حتی راننده تاکسی بهتر می داند) نشناخته اید موضع گیری نکنید و سر در لاک سکوتتان فرو ببرید.

نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 |

و چه سرّی است در روزه ماه ضیافت الهی که میزبان با تشنگی از میهمانش پذیرایی نموده

 تا یاد کند از عزیزی که در حرمان عطش اش میان زمین و آسمان را هاله ای از دود می دید.

صلی الله علیک یا اباعبدالله(ع)

حسین

نوشته شده توسط حسین ج در سه شنبه هجدهم مرداد 1390 |
و خداوند برای دلهایی که با عباس (ع) پیوند دارند روزه را مقدر نمود تا آن هنگام که برای وضو دست به زیر آب سرد می برند درحالیکه لبانشان از عطش خشکیدهُ یادی کنند از آنکه یاد کرد از عطش حسین(ع) ...

التماس دعا

نوشته شده توسط حسین ج در شنبه پانزدهم مرداد 1390 |
 شهرت افراد می تواند بر چند نوع باشد افرادی که مشهورند ولی منفعتی به مردم نمی رسانند، افرادی که به دلیل خدماتی که به مردم کرده اند علاوه بر شهرت در میان مردم محبوبیت هم دارند و افرادی هم که اگر چه مشهورند ولی به دلیل ضررهایی که رسانده اند منفورند!
 
از قدیمی ها مثال بزنيم، امیرکبیر و کمال الملک در این دیار مشهوراند و محبوب و البته به حق و ناصرالدین شاه و رضاخان هم مشهورند ولی منفور و آن هم به حق!
 
افرادی هم که در یک دوره مشهور باشند ولی منفعتی نداشته باشند پس از گذشت دوره آنها کم کم به فراموشی سپرده می شوند و از خاطره ها پاک می شوند؛ شاهدش ورزشکاران هم دوره جهان پهلوان تختی که دیگر از خیلی از آنها نامی نمانده است و البته نه به این معنا که انسان های بدی بودند، نه! بلکه خدمتی که افرادی همچون تختی به کشورشان کردند ارزشش بسیار بسیار بیشتر از آوردن مدالی فلزی بوده و آن تشویق و ترغیب مردم به خدمت به هم نوعان و جوانمردی و ایستادگی در مقابل ظلم بوده است!
 
مقدمه بالا باید ذکر می شد تا بتوان ارزش ساخت سریالی همچون مختارنامه قابل لمس و درک باشد.
 
داوود میرباقری ۸ سال از عمرش را گذاشته است برای ساخت ۴۰ قسمت سریالی تاریخی که بدون شک یک سر و گردن از دیگر تولیدات صداوسیما بالاتر بوده است.
 
مختارنامه نه تنها یک سریال سرگرم کننده بود که خیلی از سریال های سخیف حال حاضر صداوسیما حتی این ویژگی نازل را هم ندارند بلکه سریالی تاریخی و دینی و پر از پند و اندرزهای بصیرتی برای مردم بود.
 
بسیاری از آنچه از روحانیون و خطبا در بالای منابر در مورد لزوم بصیرت داشتن در فتنه ها می گویند با هنرمندی هر چه تمام تر و با اثرگذاری بیشتر بر مخاطب و البته با تعداد مخاطب بسیار بیشتر از طریق تصاویر منتقل شد و این خود جای بسی قدردانی از میرباقری دارد که عمرش را صرف این امر ارزشمند کرده است.
 
اما بد نیست کمی هم حساب و کتاب کنیم که آیا هزینه ای که صرف مختارنامه شده است در مقابل دیگر هزینه های فرهنگی و هنری و ورزشی که در کشور می شود چگونه است؟
 
۲۰ میلیارد تومان هزینه ساخت مختارنامه شده است، یعنی هر قسمت ۵۰۰ میلیون تومان و اگر فرض کنیم که هر قسمت سریال نیمی از جمعیت کشور را به پای خود نشانده است یعنی حدود ۴۰ میلیون نفر، می شود برای هر مخاطب ۱۲.۵ تومان، یعنی ۱۲۵ ریال هزینه فرهنگی شده است تا سطح آگاهی و بصیرتش بالا برود، که برای مثال چاپ کتاب و بروشور و ... نه می توانست چنین سطح مخاطبی را جمع کند نه چنین اثرگذاری داشته باشد و هزینه اش چه بسا بیشتر هم می شده است.
 
البته غرض مقایسه با دیگر ابزار فرهنگی نیست که مسلما در عرصه فرهنگی کشور ما نیاز به یک بسته فرهنگی متشکل از ابزارهای متفاوت فرهنگی داریم؛ اما بیشتر غرض مقایسه با هزینه هایی است که نظام برای ورزشی مانند فوتبال کرده است، نگاهی به این رقم ها بیاندازید:
 
هزینه لیگ برتر در سال گذشته حدود ۲۰۰ میلیارد تومان شده است و این هزینه فقط هزینه یک سال است؛ یعنی ۱۰ برابر مختارنامه که البته در واقع باید گفت ۸۰ برابر مختار نامه چرا که هزینه یک سال مختارنامه حدود ۲.۵ میلیارد شده است! و اما خروجی فوتبال ما یک عده ورزشکار است که بسیاری از آنها ظاهرشان ضد فرهنگی است و متاسفانه تبدیل به الگو برای عده ای از جوانان شده اند و فضای ورزشگاه های ما پر از دعوا و توهین و فحاشی و بد تر از آن فضای رختکن های ما!
 
جالب آن است که یکی از مسئولین فوتبال کشور با این حیف و میلی که در فوتبال می شود تازه نسبت به هزینه ناچیز مختارنامه اعتراض دارد که باید آن هم خرج فوتبال ضد فرهنگی کشور بشود!
 
متاسفانه باید گفت که بیش از ۶۰ درصد هزینه فوتبال کشور، یعنی ۱۲۰ میلیارد تومان آن را دولت مستقیما پرداخت می کند، به عبارت روشن تر سالی ۱۲۰ میلیارد پول بیت المال صرف آن می شود که عده ای به هم فحاشی کنند و وسط زمین یقه یکدیگر را بدرند و مدل های عجیب و غریب مو را به نمایش بگذارند و در پارتی های شبانه دستگیر شوند تا تیتر یک مجلات زرد تامین شود!
 
فرهنگی که فوتبال تربیت می کند جز این نیست که جوان شهرستانی را ۲۴ ساعت قبل از بازی به پشت درب های ورزشگاه پایتخت می رساند تا بازی بازیکنی را نگاه کند که با ماشین آخرین مدل روزش از شمال تهران آمده تا فوتبال بازی کند! و این یعنی فاجعه ای برای فرهنگ کشور!
به نقل از خبرگزاری دانشجو
نوشته شده توسط حسین ج در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 |
هر دم از این باغ (بخوانید رسانه ملی) بری می رسد.

دیروز آخرین برنامه وقتمون کمه شبکه ۵ بود. شاید دیگر لودگی بیش از حد و خواندن ترانه های طاغوتی با کمی دستکاری در شعر و حرکات موزون! شهریاری برای همه عادی شده باشد. بالاخره هر موضوعی با تکرار عادی می شود و این شیوه قبح زدایی از رذائل اخلاقی یکی از شیوه های جنگ نرم است.

بگذریم ارتباط مستقیم برقرار شد با کربلا و آقای نواب از مجریان شبکه ۵  اما شهریاری جمله ای گفت در حد تیم ملی ( همون رسانه ملی) : ارتباطمون برقرار شده از کشور اهوراییمون با کربلا جناب آقای نواب سلام بفرمایید

و این کلمه که به کشور اسلامی مان بسته شد در ارتباط برقرار شده و سخنان مجری مستقر در کربلا گم شد.

دیگر جای گله و شکایت نیست چرا که اصلا به چه کسی باید شکایت کرد؟

آقای ضرغامی تا کی می خواهیم شاهد اینگونه رفتارها در رسانه ملی باشیم به نظر شما هنوز وقت بازبینی و پوست اندازی صدا و سیما فرا نرسیده؟

چرا امثال یامین پور از "دیروز امروز فردا" ها حذف می شوند و امثال شهریاری ها رشد می کنند؟

چرا برنامه "گره" که به معضل اصلی جامعه پرداخته آنهم به شیوه ای جذاب در قتلگاه کنداکتور شبکه سه سرش بریده می شود؟

چرا برنامه "راز" طالب زاده در شبکه چهار در زمانی که بعضی شبکه ها با فیلمهای هالیوودی سکر آور در حال مسخ مخاطبند پخش می شود؟

چرا برنامه ورزشی "نود" حتی با جبهه گیری های مستقیم و غیرمستقیم سیاسی سر ساعت و به وقت خود و در اکثر اوقات اضافه نمودن زمان آن پخش می شود؟

چرا با اینهمه ادعا هنوز نتوانسته اید طنز فاخر! تولید کنید یا حتی الگویی برای آن ارائه نمایید و طنزهایمان رنگ و بوی شوخی های استحاله کننده دین دارد؟

اصلا چرا مستندهای مشکلات مردم باید فقط در چارچوب خبر ۲۰:۳۰ آنهم هر از گاهی توسط کامران نجف زاده ارائه شود.

 آیا به نظر شما و مدیرانتان اقتدار ملی با نشان ندادن مشکلات و غوطه ور نمودن مردم در تجملات حاصل می شود؟

و چرا ها و آیا های دیگر که کسی خود را جوابگوی آنها نمی داند.

 

نوشته شده توسط حسین ج در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 |