
بزرگی می فرمود جضرت زهرا (س) بعد از شهادت رسول اعظم (ص) می توانست بانوی اول جهان اسلام (به تعبیر ناقصی ملکه جهان اسلام) باشد و این اعتبار و ابرو را حفظ کند چنانچه مردم هر روز خانه اش را گلباران کنند.
اما او که عصمت الله و عاری از اشتباه بود این راه را انتخاب نکرد .
سیده نسا العالمین نه تنها با شبانه رفتن به درب منزل مهاجرین و انصار و خطبه خوانی فصیحش اعتبار و ابرویش را در راه ولایت خرج نمود بلکه جانش را فدایی ولی اش نمود.
و حتی با انتخاب نحوه تدفینش و توصیه به شبانه و مخفیانه بودنش حقانیت امامش و ظلم کافران مسلمان نما را نشان داد که بعد از هزاروسیصدو اندی سال عیان نبودن مضجع تنها دختر پیغمبر اسلام علامت سوال و انکاری باشد برای پیروان مکتب سقیفه و دلیل حقانیتی باشد برای شیعه و ولایتش.

یا زهرا (س)
اوینی را با روایت فتح شناختم صدایی که نه از تاثیر بارها و بارهایش بر جان و روح ها اخلاصش نمودار است بلکه پرواز عاشقانه اش در منطقه ای اسمانی که فکه نامیده شده نشانگر گلچین شدنش است.
سالروز عروجش را نمی توان تسلیت گفت که شهدا زنده اند و عند ربهم یرزقون اند تنها کاری که بر می اید این است که بگوییم سالروز شهادتش گرامی.

ادرسهای فایل : http://hossainj.persiangig.com/ziarat%20web.jpg
http://hossainj.persiangig.com/ziarat%20web.png
بازهم روسیاهش را طلبیده است تا اغاز سال نویم را با امام رضا (ع) شروع کنم به امید اینکه سال پر رزق معنوی برایمان باشد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

ما حامی پایداری هستیم هنوز
اسامی کاندیداهایی که به نظرم اصلحند و به انها رای خواهم داد:
1- مرتضي آقاتهراني
2- روح الله حجت الاسلام حسينيان
3- سيدمحمود نبويان
4- محمدناصر سقاي بي ريا
5- علي اصغر زارعي
6- غلامعلي حدادعادل
7- مسعود ميركاظمي
8- محمد سليماني
9-اسماعيل كوثري
10-مهدي كوچك زاده
11- حميدرضا رسايي
12- قاسم روانبخش
13- فاطمه آليا
14- زهره طبيب زاده نوري
15- زهره سادات لاجوردي
16- بتول نامجو
17- حسن حميدزاده
18-بيژن نوباوه
19- سيدمهدي هاشمي
20- علي خطيبي شريفيه
21- محمد اسماعيل كفايتي
22- عليرضا مرندي
23- خليليان اشکذری
24-محمدمهدي باباپور گل افشاني
25- حسين طلا
26- جوانمردي
27- محمود دهقاني
28-محمدحسين استاد آقا
29- محمدجواد محمدي
30- الیاس نادران
ایام چقدر زود می گذرد و این خاطرات است که می ماند.خاطراتی تلخ یا شیرین
اینکه چگونه رفتار کردی و از خود چه به جا گذاشتی.
بعضی خاطرات با سختی شروع و با شیرینی در ذهنمان نقش بسته ولی بعضی دیگر شیرین شروع شده ولی بخاطر دلایل درونی یا بیرونی یا دلایل دیگر ردی از تلخی برایمان بجای گذاشته.
همه ما ۲۷ خرداد سال ۸۴ یادمان هست انتخاباتی که ملت با انتخابشان همراه با بهم زدن تمام محاسبات دنیایی اصلاح طلب و اصولگرا (و راضی شدن عده ای به مقبول صالح !) بارقه ای از امید را در دل ملت ایران بلکه ملت های منطقه بوجود اورد و به فرمایش امام خامنه ای ملت به گفتمان امام عزیزمان رای دادند.
ولی این خاطره با تلخی که بعد از انتخابات ۸۸ حاصل شد (که نوشتیم احمدی نژاد ولی خوانده شد مشایی) در ذهن تمامیمان نقش بست.
اما نکته ام این است که فضای انتخابات مجلس نهم دقیقا شبیه به دولت نهم شده است از یک سو اصلاح طلبان با چند لیست وارد صحنه شده اند و از سوی دیگر اصولگرایانی که در انتخابات دولت نهم طرفدار لاریجانی و قالیباف و توکلی بوده اند با یک لیست (ولی اینبار با تجربه ای که از سال۸۴ داشته اند باحربه ای به نام وحدت و بر افراشتن بر سر نیزه ها برای سرکوب رقیب)وارد شده اند
امیدوارم از این انتخابات خاطره ای بر اذهان بماند که اولش شیرین (علاوه بر مشارکت بالای مردمی که کف خواسته تمام دلسوزان است بلکه با پیروزی گفتمان اصیل انقلاب) و در ادامه نیز با زیبایی مضاعف (حاصل از تقنین و نظارت بر قوانین بدون وابستگی به کانون های قدرت و ثروت) باقی بماند انشاالله
با سابقه درخشانی که از جشنواره های سالهای گذشته در ذهن داشتم و مخصوصا اختصاص پنج سیمرغ به فیلم جدایی و انتخاب فیلم شبه جاهلی جرم در جشنواره ۳۲ به جشنواره امسال نیز با همین دید نگاه می کردم.
و البته این نوع نگاهم کم کم برایم تثبیت می شد وقتی شنیدم آقای رشیدی از خانه سینما منحله با این جمله که: داوود رشیدی هستم عضو خانه سینما. حمایت کرد.
اما امروز با شنیدن دو خبر کمی به سینمای ایران امیدوار شدم
اولی- انتخاب پرویز شیخ طادی برای فیلم روزهای زندگی بعنوان بهترین کارگردانی در مسابقه سینمای ایران بود
(شیخ طادی کسی است که در پرونده کارگردانی اش فیلم زیبای شکارچی شنبه را علیه صهیونیست ها را دارد فیلمی که برای پلیدترین موجودات روی زمین درداور بود)

دومی - ادای احترام خانم هنگامه قاضیانی که بعنوان بهترین بازیگر زن انتخاب شده بود به شهدای ایرانزمین

درمورد خبر اول چیزی که باعث مسرت مضاعف شد اقدام تحسین برانگیز پرویز شیخ طادی در اهداء سیمرغ بلورین خود به ابوالقاسم طالبی برای فیلم قلاده های طلا بود
این خبرها نشان می دهد هنوز سینمای ایران کاملا توسط قشر روشنفکرنما تصرف نشده و هنوز کورسوی امیدی برای زدن حرفهای انقلاب اسلامی در جشنواره فیلم وجود دارد
ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی مبارکباد
در مورد انقلاب اسلامی ایران می توان گفت که تمام تئوریهای جامعه شناسان چه غربی چه شرقی را بهم ریخته از تئوری خانم اسکاچپول و مرحله ترمیدور ادواردز گرفته تا بشیریه (که گفته بود انقلاب ایران بیست سال بیشتر دوام نمی اورد)
غربی ها نمی توانند انقلاب اسلامی ایران را درست تحلیل کنند چرا که با همه ادعا از ریشه های انقلاب اسلامی که در نهضت عاشورا و آرمانهای آن که نهایتش زمینه سازی حکومت امام عصر(ع) است درک صحیحی ندارند.

ای کاش برخی از سیاسیون داخلی می فهمیدند جهان در چه شرایط سرنوشت سازی است و بجای درگیری های نفسانی کمی به فکر وضعیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مردم بودند و بجای شعار دادن با ساخت ایران قدرتمند الگوی اسلامی برای اقتصاد و فرهنگ ارائه می کردند. ای کاش
شنیده بودم که در دانشگاههای هنر فیگور و اندام را بعنوان الگوی طراحی استفاده می کنند یا در جایی دیگر مجسمه های عریان و نیمه عریان به سر کلاس می آورند و یا نمایشگاهی برگزار می کنند و عکس بی حجاب و نیمه عریان دختران دانشجو را نمایش می دهند و این کار در دانشگاهی دیگر نیز تکرار می کنند.
و حتی شنیده بودم که در دانشگاهی آموزش بی حیایی و دوست یابی و مطرح نمودن مسایل خصوصی با یکدیگر برگزار می شود.
که امروز یکی از اشنایان مطلب جالبی را نشانم داد.
او صفحه ای از کتاب مبانی ارتباطات که در یکی از واحد های دانشگاه علمی کاربردی تدریس می شود را نشانم داد که در آن برای مثال در خصوص نشانه شناختی از مثال روابط جنسی استفاده کرده بود.

عکس یا کیفیت بهتر : http://hossainj.persiangig.com/image/mabani.jpg
به دانشگاه هنر می روی دانشگاهی که به فرمایش امام (ره) سر منشا اصلاح جامعه است را اینگونه می یابی، قدم در دانشگاه علوم اجتماعی می گذاری پر است از هجمه و حمله به جمهوری اسلامی و دفاع از تئوری های غربی (که غالبا با دید اومانیستی و سکولاریستی نوشته شده) به دانشکده علوم اقتصادی میروی از نظریه های آدام اسمیت و فریدمن و امثالهم فیض می بری و قس علی هذا...
و دانشجویان را در محاصره محتوایی می یابی که هدفی جز به ریشه زدن و از بین بردن نظام اسلامی ندارند.
به نظر شما خروجی این محتواها چه می تواند باشد؟
نامه ی برادر محسن اقبال از دانشگاه قم به برنده "حیوانات طلایی و نقره ای":


راستی جمهوری اسلامی چقدر باید خرج می کرد تا طینت واقعی صهیونیستهای پلید را برای مردم نمایان کند؟
امروز که اخبار رو مرور می کردم مطلبی رو از سردار رویانیان که در پاسخ به اظهارات دادکان بود خوندم که برایم بسیار جالب بود :
من صراحتا اعلام میکنم مدیر فوتبالی نیستم و دنیای فعلی فوتبال ایران را نیز دوست ندارم، بلکه اراده کردهام تا یک باشگاه حرفهای و دانش بنیان را ایجاد کنم. در شرایط کنونی که باشگاههای فوتبال ایران از کمبود علم، فناوری و برنامه محوری رنج میبرند این موضوع را نسبت به کسب جام مقدم میدانم چون تیم بزرگ پرسپولیس سالها جام گرفته و بازهم خواهد گرفت چه من باشم و چه نباشم.

نکته ای که به تامل وادارم کرد این جملات بود:
....اراده کردهام تا یک باشگاه حرفهای و دانش بنیان را ایجاد کنم. در شرایط کنونی که باشگاههای فوتبال ایران از کمبود علم، فناوری و برنامه محوری رنج میبرند این موضوع را نسبت به کسب جام مقدم میدانم....
شاید همه ما به نوعی با فوتبال خاطره داشته ایم و از کودکی طرفدار رنگی بوده ایم ولی زمانی که تیم ملی بازی داشت میخکوب حمایت از نه تیم بلکه نماینده کشورمان بودیم.
اما همچنانکه در عرصه های سینما و فرهنگ صحنه را برای مدل غربی بازگذاشته ایم در ورزش نیز دچار عملزدگی و یا بهتر ورزش زدگی شده ایم آنهم در عصری که ورزش و بخصوص فوتبال نوعی دیپلماسی عمومی بحساب می آید.
نشسته ایم و جمعیت میلیونی جوان را درگیر نوع داوری و کل کل های بیخود کرده ایم و حتی افتخار می کنیم که برنامه ای را دوشنبه شب ها برگزار می کنیم که میلیونها جوان پای گیرنده ها نشسته اند و برای سوالات ما اس ام اس می دهند .
آیا این ورزش ورزشی است که بتوان از آن بدوا در راستای تعالی روح و جسم جوانانمان و بعدا در جهت نمایان ساختن فرهنگ کشورمان استفاده کرد؟
یادم می آید زمانی که ایران را آمریکا را در بازیهای جام جهانی آلمان برد از خوشحالی تا صبح خوابمان نمی برد و این خوشحالی نه فقط برای سه امتیاز بازی بلکه انتقام جوانان ایرانی از یانکی های آمریکا بود و خوشحال بودیم که جهان برتری ما را در برابر آمریکا شاهد است.
اما صد حیف که مسئولین ورزشی و فرهنگی ما از ظرفیت فوتبال بعنوان یک ابزار فرهنگساز چه در داخل و چه در خارج از کشور استفاده نمی کنند و آنرا فقط عامل سکرآوری می بینند که ......
و متاسفانه کار به جایی می رسد که یاهو حرکت غیر اخلاقی بازیکنان فوتبالمان را در صدر اخبارش قرار دهد تا همه ما را این چنین معرفی نماید
حرف زیاد است ولی به همین کم برای تامل دوستان جهت دیدن ابعاد دیگر این موضوع بسنده می کنم

بزرگواری لینک مطلبی رو دادند که از بس زیبا بود یفم اومد نیاورم به همین خاطر دو مطلب رو در ادامه مطلب می آورم
۱- حاجی بخشی عزیز! زمانه، دیگر زمانه تو نبود...
۲- بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران
هر سال نزدیک عید نوروز و تحویل سال جدید که می شود چشمانمان را به لبان ولیمان می دوزیم و منتظر می مانیم تا مهمترین موضوعی که باید در سال آینده انجام دهیم را در قالب نام سال جدید بشنویم.
در اولین دقایق پس از شنیدن نام سال جوششی در وجود دلدادگان ولایت می افتد و در حرکتی مردمی اشعار سروده شده توسط قریحه داران ولایی در قالب پیامک در سطح کشور منتشر می شود.
در حوزه مسئولین مدیران کشور نیز به فکر می افتند تا در این راه خود را قرار دهند و نقشی در این مسیر داشته باشند و در اولین روزهای کاری سال برنامه ریزی می کنند تا چطور اوامر رهبر را عملی کنند(در خوشبینانه ترین حالت)
در اقدامی به زعم خودشان انقلابی (شما بخوانید سطحی و ظاهری) سربرگ نامه ها را به نام آن سال بر می گردانند و بنر ها و پوسترهایی است که چاپ می کنند تا از قافله عقب نیفتند و بعضی دیگر در اقداماتی عمیق تر به همایش و سمینار و یا چاپ کتاب بسنده می کنند.
اما زمانیکه حرف از اقدامات ریشه ای زده می شود یا با توجیهات مخصوص بخود و یا با مصادره به مطلوب
نام سال از زیر بار این کار فرار می کنند. ( لازم بذکر است این اقدامات استثنااتی دارد و مسئولینی هستند که سعی در کار ریشه ای دارد)
دغدغه ای که من را برآن داشت تا این مطلب را بنویسم استفاده از ابزار های فرهنگی ای است که باید راه را برای اجرای منویات ولی هموار سازد و جامعه را متوقع اجرای این اوامر سازد.
ابزاری چون صداو سیما که به فرمایش امام عزیزمان دانشگاه عمومی است نیز در این کار آنطور که باید و شاید(از لحاظ کیفی و محتوایی) اقدام نکرده است و انتظارات از این رسانه انچنان که حقش بوده براورده نشده
بعد از ۹ماه بالاخره صدا و سیما یادش افتاد امسال سال جهاد اقتصادی استند و سریالی اجتماعی با تم اقتصادی به روی آنتن فرستاد که هرچند دیر ولی با اغماض و فقط از لحاظ پرداختن به موضوع اقتصادی جای تقدیر و تشکر دارد.
سیروس مقدم این بار با سریال تا ثریا آمده تا مهمترین موضوع اقتصادی قرانی یعنی ربا که ریشه حکومت اسلامی را نابود می سازد را در قالب اجتماعی به چالش بکشد و از لایه های زیرین اقتصادی که دچارش هستیم پرده ای بردارد.
اما ناگفته نماند که متاسفانه از لحاظ رابطه دختر و پسر به بیراهه رفته و بجای تقبیح این نوع رابطه مخالفت خانواده برای رسمی کردن این موضوع و درخفا بودن را پیشنهاد می کند که قابل قبول نیست

اصلاحیه:
همیشه دوست داشتم با دید مثبت به مسایل نگاه کنم و این مطلب نیز نشانگر این دیدم است اما وقتی شب گذشته تا ثریا چادر را عامل قتل معرفی کرد مطمئن شدم که در این مورد اشتباه کردم و از این صداوسیما که اسما اسلامی است چیزی جز ضرر برای اسلام در نمی آید این موضوع را به افتضاح برنامه پارک ملت در صحبتهای آقای افروغ اضافه کنید حاصل چیزی جز تاسف برای وقتی که صرف نه تنها از بین بردن وقت مردم که صرف زدن ریشه های اعتقادی مردم می شود نیست
فقط متاسفم
دو سال پیش در چنین روزی عاشورای حسینی بود وقتی دوستانی که در محدوده خیابان انقلاب بودند خبر دادند که یزیدیان عرصه را خالی ز شیران دیده اند و در روزی که زمین و زمان عزادارند به هلهله و صوت و کف مشغولند خونمان به جوش آمد سوار بر مرکب بسیجیان خمینی و خامنه ای (همان موتور ۱۲۵ خودمان) و امدیم تا شمریان دیگر حسین (ع) را غریب و مظلوم به شهادت نرسانند.
برای متفرق کردنشان به کمک عزاداران دیگر شتافتیم و از هرکوچه حرمله ها را پس راندیم.
در کوچه شهید کریمی خ انقلاب بعد از پیچ شمیران وقتی اغتشاشگران را به عقب می راندیم حربه سلف خود یعنی لشگر عمرسعد را پیش گرفتند و با سنگ پراکنی سعی در عقب راندن عزاداران حسینی بودند و نمی دانستند که مکتب سیدالشهدا(ع) عقب نشینی نمی شناسد.
در همین اثنا بود که آجری به سرم اصابت کرد و این توفیق نصیبم شد که در راه سالار شهیدان و در روز عاشورا خونم هرچند اندک به خون شهیدان انقلاب لبیک گوید.
اما نکته زیبا برای من این بود که وقتی دست بر سر به عقب بر می گشتم بسیجیان حسین (ع) به حالم غبطه می خوردند که:
- قبول باشه اخوی - خوش به سعادتت و ....
و چه زیبا بود نماز ظهر عاشورایی که با سر شکسته در میدان فردوسی خواندم.
چهار بخیه سرم مدالی شد تا انشا الله روز محشر کمتر شرمنده سرها و پهلوهای شکسته باشم
خدایا کمکم کن تا این مدال را حفظ نمایم
اما چه سری است در محرم که وقتی فرا می رسد فارغ از دنیایم می کند
و زمانی می شود برای اینکه در سپری که اشک در مقابل هجوم شهوات برایم حایل می کند به خود فکر کنم
که چه می کنم؟
که کجایم؟
که دنبال چه می روم؟
که راه کجاست؟
شاید علت اینکه هنوز سقوط نکرده ام محرم و صفری است که نه تنها اسلام که من را هم زنده نگه داشته است.
و دوباره زمزمه می کنم:
سرمایه محبت زهرا(س)ست دین من من دین خویش به دو دنیا نمی دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یک ذره از محبت زهرا (س) نمی دهم
انشا الله

مبارکت باد این افتخار که لرزه بر پیکر ماسونهای جهان انداختی تا اینچنین با هراس از نامت دیوانه وار خود را به زمین و آسمان می زنند.
مبارکت باد حاج قاسم این افتخار که گرچه از همرزمان شهیدت عقب ماندی اما نشان دادی از غیرت و همت و مردانگی چیزی از آنان کم نداری
مبارکت باد سردار مبارکت باد این افتخار که در ایام یوم الله ۱۳ آبان دوباره چهره تروریستی و پلید مدعیان مهد آزادی جهان را از زیر غبار غفلت زای رسانه ای بیرون کشیدی و نمایان ساختی.
و مبارکت باد این افتخار که نشان دادی کم فئه قلیله غلبت بها کثیره.

انواع رسانه
رسانه ها که از طریق تکنیک های عملیات روانی به صورت نرم در زندگی افراد وارد شده و آنها را تسخیر می کند به پنج دسته کلی قابل تقسیم بندی هستند:
- رسانه های چاپی ( Printed Media) :مانند روزنامه و مجله


- رسانه های الکترونیک (Electronic Media) : مانند رادیو ، تلویزیون و ماهواره



- رسانه های دیجیتال (Digital Media) : مانند سی دی ، دی وی دی، هارد دیسک، فلاپی دیسک و فلش دیسک



- رسانه های فضای سایبری (Cyber Media): خبرگزاری ها ، سایت های خبری، شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها ، میکرو بلاگ ها، انجمن های گفتگو

![]()
- رسانه های همراه : نوت بوک ها، موبایل های هوشمند نسل سوم و چهارم ، تبلت ها، تجهیزات کنترلی



انشاالله ادامه دارد
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
و آخر تابع له علی ذلک

امسال چون هر سال همه باهم می آییم تا نه تنها از بی دفاعان مسلمان (هرچند سنی) فلسطین حمایت کنیم بلکه زیباترین و تاریخی ترین ضربه مستمر و استراتژی امام عزیزمان را بر پیکر نحس و شیطانی رژیم کودک کش غاصب صهیونیستی تجدید نماییم.
به امید آزادی تمام مسلمانان جهان
فان حزب الله هم الغالبون

شب قدراست ومن قدری ندارم
چه سازم توشه قبری ندارم
شب قدر است ومن کاری نکردم
امام خویش را یاری نکردم

طرح از برادر خوبم عباس اسلامی

وحید جلیلی مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مهمان این سه شنبه شب برنامه راز میباشد. ( این برنامه را از دست ندهید)

" صادقانه بگویم که من اصلا جریان انحرافی را نمیشناسم. ما دوجریان داشتهایم. جریانی موافق آقای احمدینژاد و جریانی مخالف آقای احمدی نژاد. این دوجریان به هیچ عنوان دوقطب هم نبودهاند. غفلت رسانه و زیرکی احمدینژاد و البته لجاجت بی جای بعضی از مخالفان او، این فضا را در انتخابات88 دوقطبی کرد. بسیاری از موافقان انقلاب اسلامی و دوستاران رهبر، جزو جریان مخالف احمدینژاد بودهاند. حالا اما در جریان موافق احمدینژاد، عدهای بعد از شش سال متوجه شدهاند که مسیر را اشتباه رفتهاند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند، برای همین جریان انحرافی را ابداع کردهاند تا در حقیقت، تصمیمشان را توجیه کنند."
بله این مطلب گزیده ای از مصاحبه آقای رضا امیرخانی نویسنده بود که بالاخره پس از دو سال سکوت را کنار گذاشت و به بهانه حمایت از سید مهدی شجاعی و شجریان این مطالب را ارائه نمود.

همان موقع یعنی سال ۸۸ وقتی حسین قدیانی عزیز در مطلبی زیبا از سکوت در مقابل فتنه سید مهدی شجاعی و امیرخانی (و هنرمند دیگری که الان در ذهنم نیست) انتقاد کرده بود باورم نمی شد که این نویسندگان متعهد از قلمشان برای دفاع از اسلام و نظام اسلامی . حداقل ولی فقیه که بارها دم از او زده بودند استفاده نکنند چرا که اینان سالها با قلم زدن و غور در تاریخ و عبرتهایش فتنه هایی از این دست را خوانده بودند و ارزش حمایت از حق در فتنه را جشیده بودند.
بگذریم هرچه جستجو کردم با اینهمه توصیه ولی فقیه به سکوت نکردن و فضا را برای جولان فتنه باز نگذاشتن ، موضعی از ایشان ندیدم و نشنیدم و کمی کدر شده بودم تا امروز که این سخنان را از امیرخانی خواندم و چه تاسف برانگیز است این مطالب را از چون امیرخانی ای شنیدن.
تاسف از این باب که مخالفت با احمدی نژاد و حمایت از شجریان و شجاعی چنان غالب شده که حتی توصیه های ولی فقیه را و حمایت آقا در نماز جمعه تاریخی بعد از فتنه را کنار گذارده است.
اما چند جمله خطاب به ایشان:
آقای امیرخانی بنده یکی از طرفداران دکتر احمدی نژاد بودم به هزاران دلیل که آقا بیان کرد از دلسوزی و توجه به محرومین تا جسارت در مقابل کفار و صهیونیست جهانی ایستادن و از همه مهمتر رایج نمودن گفتمان امام (ره) در میان مسئولین و مردم بود.
اما این طرفداری باعث نشد تا چشممان را ببندیم و نفوذی های انحرافی را نادیده بگیریم
آقای امیرخانی جریان انحرافی ساخته حامیان احمدی نژاد نبود که بعد از شش سال بخواهند به اشتباهی! اعتراف کنند بلکه نفوذی کسانی بود که سالهاست از ولی فقیه ضربه خورده اند و می خواهند از این جایگاه انتقام بگیرند.
و آقای امیرخانی یک توصیه سعی کنید تا زمانی که بصیرتتان بالا نرفته و خوب و بد سیاست را نشناخته اید و جریانات را (که حتی راننده تاکسی بهتر می داند) نشناخته اید موضع گیری نکنید و سر در لاک سکوتتان فرو ببرید.
و چه سرّی است در روزه ماه ضیافت الهی که میزبان با تشنگی از میهمانش پذیرایی نموده
تا یاد کند از عزیزی که در حرمان عطش اش میان زمین و آسمان را هاله ای از دود می دید.
صلی الله علیک یا اباعبدالله(ع)


التماس دعا
دیروز آخرین برنامه وقتمون کمه شبکه ۵ بود. شاید دیگر لودگی بیش از حد و خواندن ترانه های طاغوتی با کمی دستکاری در شعر و حرکات موزون! شهریاری برای همه عادی شده باشد. بالاخره هر موضوعی با تکرار عادی می شود و این شیوه قبح زدایی از رذائل اخلاقی یکی از شیوه های جنگ نرم است.
بگذریم ارتباط مستقیم برقرار شد با کربلا و آقای نواب از مجریان شبکه ۵ اما شهریاری جمله ای گفت در حد تیم ملی ( همون رسانه ملی) : ارتباطمون برقرار شده از کشور اهوراییمون با کربلا جناب آقای نواب سلام بفرمایید

و این کلمه که به کشور اسلامی مان بسته شد در ارتباط برقرار شده و سخنان مجری مستقر در کربلا گم شد.
دیگر جای گله و شکایت نیست چرا که اصلا به چه کسی باید شکایت کرد؟
آقای ضرغامی تا کی می خواهیم شاهد اینگونه رفتارها در رسانه ملی باشیم به نظر شما هنوز وقت بازبینی و پوست اندازی صدا و سیما فرا نرسیده؟
چرا امثال یامین پور از "دیروز امروز فردا" ها حذف می شوند و امثال شهریاری ها رشد می کنند؟
چرا برنامه "گره" که به معضل اصلی جامعه پرداخته آنهم به شیوه ای جذاب در قتلگاه کنداکتور شبکه سه سرش بریده می شود؟
چرا برنامه "راز" طالب زاده در شبکه چهار در زمانی که بعضی شبکه ها با فیلمهای هالیوودی سکر آور در حال مسخ مخاطبند پخش می شود؟
چرا برنامه ورزشی "نود" حتی با جبهه گیری های مستقیم و غیرمستقیم سیاسی سر ساعت و به وقت خود و در اکثر اوقات اضافه نمودن زمان آن پخش می شود؟
چرا با اینهمه ادعا هنوز نتوانسته اید طنز فاخر! تولید کنید یا حتی الگویی برای آن ارائه نمایید و طنزهایمان رنگ و بوی شوخی های استحاله کننده دین دارد؟
اصلا چرا مستندهای مشکلات مردم باید فقط در چارچوب خبر ۲۰:۳۰ آنهم هر از گاهی توسط کامران نجف زاده ارائه شود.
آیا به نظر شما و مدیرانتان اقتدار ملی با نشان ندادن مشکلات و غوطه ور نمودن مردم در تجملات حاصل می شود؟
و چرا ها و آیا های دیگر که کسی خود را جوابگوی آنها نمی داند.